چکیده
این پژوهش با هدف بررسی بانکداری باز و اشتراکگذاری دادههای مالی: مرور نظاممند تجربیات جهانی و نقشه راه اجرایی برای نظام پرداخت ایران شکل گرفته است. این پژوهش با رویکرد کیفی و از نظر هدف کاربردی و از نظر روش گردآوری دادهها، کتابخانهای و میدانی است. در این پژوهش ادبیات بانکداری باز در مورد ۲۸ کشور مورد مطالعه قرار گرفت. به منظور تعیین مؤلفههای پژوهش، از روش بررسی نظاممند استفاده شد. مستندات ۵۸۰ مقاله دانلود و طبقهبندی شد و سپس ۷۰ مقاله علمی پژوهشی با رتبه علمی (ایاسای) در طی (۲۰۲۰-۲۰۲۵) با رویکرد فراترکیب با رویکرد (تحلیلی، تطبیقی) مورد بررسی قرار گرفت. با استفاده از روش دادهبنیاد صورت گرفته است. دادههای بدست آمده در قالب جدول فراوانی، نمودار و نقشه ارتباطی مفاهیم که خروجی نرمافزار MAXQDA ۲۰۲۵ تجزیه و تحلیل شد. تحلیل محتوا با رویکرد فراترکیب، سه نوع کدگذاری (باز، محوری و انتخابی) صورت گرفت. کشورهای استرالیا، انگلستان، فرانسه، آمریکا، اسپانیا، سنگاپور، برزیل، ژاپن، اوکراین، آلمان، کانادا، رومانی، مراکش، گرجستان، هند، روسیه، عربستان، ترکیه، چین، کشورهای اتحادیه اروپا، صربستان، ایران، زامبیا، سوسیالی، کویت، آفریقا، نیا، نیجریه در یک مطالعه تحلیل تطبیقی با کشور ایران مورد مطالعه قرار گرفتند و نتایج نشان داد که عوامل مؤثر در نقشه راه اجرایی برای نظام پرداخت ایران مبتنی بر بانکداری باز شامل حکمرانی دیجیتال و توسعه الگوهای دیتامانینگ، تغییر مکانیسم مالی و توسعه سود دیجیتال میباشد که برای ترسیم نقشه راه نظام پرداخت ضروری هستند. در نهایت یافتههای بدست آمده جهت تایید نهایی و اعتبار یابی برای ۵ نفر از مدیران بانکهای دولتی ارسال شد.
پس از دریافت بازخورد از مدیران بانکهای دولتی، مؤلفههای استخراج شده در سه سطح کلان، میانی و خرد دستهبندی شدند. در سطح کلان، مؤلفههایی نظیر سیاستگذاری نظارتی، امنیت سایبری و حریم خصوصی دادهها بیشترین اهمیت را داشتند. در سطح میانی، زیرساختهای فنی مانند رابطهای برنامهنویسی کاربردی (API)، استانداردهای داده و سامانههای هویتسنجی دیجیتال قرار گرفتند. در سطح خرد نیز عواملی مانند آگاهی کاربران، سواد مالی دیجیتال و طراحی تجربه کاربری (UX) شناسایی شدند. بر اساس این سطوح، نقشه راه اجرایی در چهار فاز تدوین گردید: فاز اول (آمادهسازی و مطالعات زیرساختی)، فاز دوم (تدوین مقررات و استانداردها)، فاز سوم (پیادهسازی آزمایشی در چند بانک منتخب) و فاز چهارم (گسترش سراسری و نظارت مستمر). پژوهش حاضر نشان میدهد که موفقیت بانکداری باز در ایران، علاوه بر الزامات فنی، به همکاری بیننهادی میان بانک مرکزی، شرکتهای فناوری مالی (فینتک) و ارائهدهندگان خدمات پرداخت وابسته است. همچنین، تجربه کشورهای پیشرو مانند انگلستان و استرالیا حاکی از آن است که شروع بانکداری باز از حوزههای سادهتر مانند اشتراکگذاری اطلاعات حساب و خدمات پرداخت پایه، میتواند ریسکهای اجرایی را کاهش داده و پذیرش عمومی را تسهیل نماید. در پایان، پیشنهادهایی برای توسعه تدریجی اکوسیستم بانکداری باز در ایران، شامل ایجاد نهاد ناظر تخصصی، راهاندازی صندوق تضمین سرمایهگذاری در فینتکها و طراحی برنامههای آموزشی برای کارکنان بانکها و کاربران نهایی، ارائه شده است.
برای دانلود کامل مقاله کلیک کنید
